|
|
|
|
|
یه مینا بود یه داداش تو کوچه وبلاگیها کسی نبود غم رو لباش مينا
منم ، بگم از كوچه وبلاگيها؟؟؟؟ كوچمون چه بزرگه خالي از شغال و گرگه !!!! ولي به جاش ، گل داريم لاله و بلبل داریم يكي گل بهاره شادي وشور مياره يكي ديگه غمگينه يه گوشه اي ميشينه يكي خبرنگاره آن شرليو مياره اون يكي آتنا بود ياد خوب دعا بود اين يكي آيدا جونه تنهاي تنها اونه مگه يكي دو تا اند؟؟؟ آبجي ،داداشاي من پرديس ، روناك ، راحله فكر اونم مشكله كه به همه برسي سلام كني بپرسي احوال تك تكشون غمهاي يك يكشون زينب خوب ، ماهي جون اومد تو قصه هامون سيندرلا با شادي با عاشقاي تنها عسل ، عليرضا جون فاطمه مهربون لالوله بي وفا يخ زده تو كانادا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آبجي نمك عزيزه مريم گلو چه تيزه !!!!! مرتضي كم پيدا بود اما مينا اينجا بود با شعراي قشنگش ياد گذشته ها بود نسرين ديگه دكتره از همه دل ميبره بوي قشنگ ياسي رنگ قشنگ لاله ( يارپيز كجاست ؟تو باغچه چي ميچينه ؟ آلوچه مرد بزرگ تبريز دلش از فكر ، لبريز با عكساي قشنگش اون بالا ميپره تیز !!!!! ) گنجشك كجاست ؟ پرپر بصير شده دربدر شيوا و هادي ، ميترا قاصدك و نيلوفر نازنينم جديده هيچكي اونو نديده حالا ديگه تموم شد؟؟؟ نه بابا جون شروع شد نوبت به خوباش رسيد مينا به داداش رسيد از اين به بعد براتون حرف ميزنيم فراوون
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:6 توسط باغبون تنها
|
|
||