تبليغاتX
کوچه وبلاگیها - یادواره 9 مربوط به اردیبهشت 86
شعر گونه های باغبون تنها
توی بازی...
توی بازی من گلم

باغبان هم مهدیم

با لیوان آبی خود

می دود دنبال من زود 

بعد می گیرد نشانه 

آب می پاشد بسویم

بی بهانه می شود خیس

پیراهن و صورت و مویم

می شود پیراهنم تر

می شوم تسلیم دیگر

بودم پیروز تا به دیروز

آه باختم دیگر امروز

   دوستهای گلم بابت این که به مینا و مهدیش سر می زنید ممنون

نوشته شده توسط مینا در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 17:49
 
 
 
 
سلام مینای شیطون

ای عزیز داداش جون

مگر شده تابستون؟؟؟؟؟؟

که اومدی تو ایوون ؟؟؟؟؟؟؟

هنوز هنوز بهاره

بارون میاد دوباره

این مهدی کلک خان

برای بازی با جان !!

هی میکنه تو روخیس

دلش میخواد بگه هیس !!!!!!!!

البته به بستنیش

گاهی میزنه  لیس

دیگه نگو هیچی ، هیس !!!!!!!!!!!

میخوام برم به تفلیس !!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اونجا کنم لفت و لیس !!!

برای اونکه شعرم

شد از خجالتت خیس

بابا کی گفت شاعرم

از شما دل میبرم

من که فقط برای

مینا جونم ، می پرم

اگر اونم یه روزی

نخواد بگه شعراشو

منم دوباره میرم

یه گوشه ای میشینم

نونو ماستمو میخورم

الهی که همیشه

تو باشی تا داداشی

به خاطرت شعر بگه !!!!

شعرم نشد ، معر بگه
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:27  توسط باغبون تنها  |