تبليغاتX
کوچه وبلاگیها - یادواره 2 مربوط به بهمن 85
شعر گونه های باغبون تنها
من ومهدی...وولیتاین
مناز مهدی خوشم می یاد

صداشو خیلی دوست دارم

وقتی که صحبت می کنه

من توحرفش نمی پرم

 

صدای اونو دوست دارم

وقتی می رم به مهمونی

گلهای توی باغچشون

می خندن با مهربونی

 

وقتی بهار رو شاخه ها

می زنه آروم جونه

قه قه خنده های اون

همیشه یادم می مونه

 

وقتی که هوهو می خونه

شعراشو خیلی دوست دارم

صدای گرم و مهربون

صدای شاد و دوست دارم

 

 

ولنتاین مبارک

 

نوشته شده توسط مینا در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 14:40
 
 
 
 
 
منم شدم قاطیتون , قشنگای مهربون

مینا و مهدی کجان ؟ من اومد خونتون

مینا بدو یه چایی بیار واسه داداشی

مهدی بگو چطوری؟ توئی که پر تلاشی

منم با ریش سفید , اومده ام به اینجا  !!!!!!!!!!!!!!!

منی که یه عمریه نکردم از این کارا

حالا بازم شعر میگم , مثل عزیزم مینا

الهی که همیشه ، واسه هم بمونید

منم بیام به اینجا , بازم بگم یه چیزا .

تقدیم به مینای عزیز که همین الآن براش این جملات موزون رو سرودم

 
داداش رضا    سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 14:8
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:32  توسط باغبون تنها  |